میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

----- امسال هم طلبیدی، و چ طلبیدنی! ------
-
-
فقط یک نکته:
اینجا چیزی کپی از جایی نیست،
هرچه هست و می بینید مال همینجاست

بروز رسانی با پیامک
  • ۳ ارديبهشت ۹۲ , ۰۳:۰۵
    شارژ!
  • ۴ فروردين ۹۲ , ۰۲:۱۳
    غریب
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عبادی» ثبت شده است

" من کجا و کربلا کجا "

این جمله

هم تنها جواب من بود

به سوال دیگران برای کربلا نرفتنم؛

و هم یک اعتراف

برای کم لیاقتی ام

  • میم نون

دیوانه

به کسی چون من گویند!

که با کارهایم

گیرانداختم خودم را 

بین دو خاکریز خدا و شیطان

و آن وسط

از دوطرف تیر میخورم!


پی نوشت:

خدایا،جسارتی به من عطاکن، برای ملحق شدن به خاکریزت!

  • میم نون

مدت هاست

شیطان

بازنشسته شده

و شغل شریفش(!) را

تقدیم کرد 

به دخترک های بی حجاب کف خیابان!

و این یعنی

اشتغالزایی شیطان!

  • میم نون

امتحان،امتحان

و استرس برای نمره از جناب استاد ./

آزمایش،آزمایش

دست و پا شکسته و ناقص!

اما خیال راحت که در بهشتیم از جانب خدا!  ./

هه...!

همین برایم کافیست

که بفهمم

هنوز آدم نشده ام!

  • میم نون
حماقت
که "شاخ و دم" ندارد!
همین که بدانی کجی
و افتخار کنی به کج بودنت،
کافیست
  • میم نون

دوری از تو

یک راه دارد فقط؛

یک عملیات

انتحاری...!

  • میم نون

تا هوا

هوای توست

بگذار به من بگویند

هوایی!


پی نوشت:

یا امام رضا(ع)...

  • میم نون

مذاکره با تو

بی فایده است؛

باید بی اعتنائی کنم

تا بمیری!


پی نوشت:

... و اَمِتهُ بِالزَّهَادَه./ ...(و هوای نفست را) با زُهد و بی اعتنائی بمیران.

نامه 31 نهج البلاغه

  • میم نون
این "قلب"
تقدیم تو شد؛
آستین ها را بالا بزن
یک جراحی ساده بیشتر نیست؛
زنده اش کن 
با موعظه

پی نوشت:
اَحیِ قَلبَکَ بِالمَوعِظَه/نامه 31 نهج البلاغه
  • ۴ نظر
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۱۴
  • میم نون

بارها که میخواستم محکوم کنم

عقلم را

در دادگاه دل،

موفق نشدم 

و همه ی دلیل آن، 

داشتن وکیلی چون "وجدانبود!


پی نوشت: وجدان وکیل عقل

  • میم نون

چرا اینطور نگاهم میکنی؟

به من نمی خورد اهل تهدید باشم؟!

من نمی دانم!

خدایا؛

تو مـرا بـبـر جهنــم

آنوقت می بینی که پُر میکنم جهنم را با داد و فریادهایم

که من عاشقت هستم... اما عذابم می دهی!


پی نوشت:

فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی به زبانی دیگر!

  • میم نون

همه از تو می خواهند، باز کنی گره ها را، حالا من چیزی می خواهم، برعکس!

آقا، لطفی کن و این یک گره را باز نـکن!

منظورم را که میدانی

همان تابستانهایم که با عطر حرمت گره خورده را می گویم...

پی نوشت:

شش تابستان است بدون وقفه، دعوتم میکنی، آن هم به برکت مسجد

امسال هفتمین تابستان و لحظه شماری میکنم، برای روز ولادتت، درحرمت...

  • میم نون

این زبان، شده تنها عضو فعال برای ظهورت؛

دل و دست و پا که هیچ...!

گله دارم از خودم!

انگار نه انگار...


پی نوشت:

اللهم عجل لولیک الفرج (باز هم که شد، زبان!)

  • میم نون

گهگاهی هم که کمی خوب می شوم

چه می نازم به خودم!

یادم می رود که این خوب شدن، وظیفه ای بیش نیست!

لعنتی این نفس..!!!

  • میم نون

دستها دراز، زبان کوتاه!

این شیـوه گـدایی من است

در درگاهت، یارب...

  • میم نون

خدایا

از حسـادت دوستـان

به تو پناه می برم!

خدایا

لطفاً کاری کن،

که دیگر در لباس دوست نباشند ، برای من...!

اینگونه، رنجش دیدن این حسادت ها کمتر است!


پی نوشت: 

شاید بزودی نوشتم، که چه شده این را نوشتم!

  • میم نون

شب های  فاطمیـه هم تمام...

حالا ، هنــر می خواهد،

نگه داشتن این حــال و هـــوا...

پی نوشت:

بهترین فاطمیه عمرم را سپری کردم، یک کوله پشتی پر از توشه، 

حالا وقتی است که باید هنرم را نشان دهم برای مواظبت از این توشه ها...

  • ۴ نظر
  • ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۱۸
  • میم نون
  • ۱ نظر
  • ۲۲ فروردين ۹۲ ، ۱۳:۲۸
  • میم نون

مدتی است که ظاهراً بهار شده،

اما، فقط ظاهراً...!!!

.

دیگر بهاری نداریم

وقتی همه می دانیم

چند روز دیگر علی(ع) بی بهار می شود...

  • ۵ نظر
  • ۲۰ فروردين ۹۲ ، ۱۳:۵۸
  • میم نون

هوا گرم شد و 

کـولـر گـازی هم روشن شد!

کاش من هم حداقل فصلی هم که شده، روشن می شدم!

حرکـتی، تغییری، تلاشی، اراده ای...!!!

اینجاست که حتی به این کولر گازی هم،

حسودی میکنم!!!

  • ۶ نظر
  • ۱۶ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۱۷
  • میم نون

خدایا،

تعویضم کن،

در این زمین بندگی...!

دویدن و جنگیدن در همه ی 90 دقیقه برایم سخت است!!!

  • ۶ نظر
  • ۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۰۴
  • میم نون

ساعت،6 صبح ؛ هوا، تاریـک؛

صدای جیک جیک گنجشکها، کر میکند گوش فلک را؛

فریاد می زنند، دلسوزانه می گویند:

"بیدار شوید، بیدار شوید که مبادا از قطار بندگی جا بمانید...! "

و این اولین باری است که زبان یک حیوان را می فهمم!!!

  • ۳ نظر
  • ۱۲ فروردين ۹۲ ، ۱۲:۵۱
  • میم نون

شروع امســـال مـا تـــردیدی شـــد

بین سبــزی و سیـــاهی!!!

من، پیراهن سیاه عزای فاطمه را به سبزی اطراف و سفره هفت سین ترجیح دادم!

اصلا مگر می شود این روزها حسن) و حسین) و زینب) را عزادار دید و خوش بود؟!

مگر می شود غریبی و تنهایی علــی) را دید و با سبزی بهار خندید؟!


  • میم نون
حرفهاى همنشین بد، درمسیر گناه

کور کرد مرا

خدا کور کند،نه! ، لال کند!

همنشین بد را...!
  • میم نون
نماز اول وقت
شخصی که توی این عکس می بینید یکی از شاگردان خیلی خوبم هست به نام آقا محمد
این عکس مربوط میشه به یکی از اردوها(اردوی دزفول) که توی راه برگشت برای نماز در وسط جاده ایستادیم
عکس مال حدود دو سال پیشه و این طرح هم بنده خودم روش کار کردم

برای دریافت عکس با ابعاد اصلی روش کلیک کنید و همین طرح رو با رنگ دیگه در ادامه مطلب گذاشتم

بازم بگم که یه موقع شاگرد که میگم خیال نکنید خودم 40 سالمه!!! نه ، بنده 19 و اندی سالمه

  • میم نون

خدایا

قبول دارم هیچ گاه به قراردادهای بینمان پای بند نبودم!

ولی...

ولی این بار فرق داشت!

حالا تو چرا...؟!!!

  • میم نون

خدایا!

مرا از چه جنسی آفریدی؟!

هیچ چیز به من نمی چسبد!

گنــاه کردنم ، مایه ی سرشکستگی ام می شود؛

و خوبی ام ، مایه ی غــــرور!

سرشکستگی نابود و ناامیدم می کند و غرور هدیه شیطان است به من!

چه کنم...؟!    

تکلیفم... چیست؟!


پی نوشت:

مثلاً بعد از مدتها توفیقی می شود و نماز شبی می خوانیم،اولین چیزی که به ذهنمان می آید این است: 

آفرین، حتما خیلی خوب هستم و بی عیب هستم که نماز شب نصیبم شد!!! و این تازه شروع ماجراست...!

  • میم نون

خدایا به این چه بگویم؟!

حتی بابت گناه هایی که نکردم،

و فقط در ذهنم بوده

مجازاتم می کنی!

اسمش را اوج دوست داشتنت بزارم یا نفرتت از من...؟!

  • میم نون

کـوری چشـــم ناصبی تا لحظه آخــــــر                     ذکر لب هر شیعه ای فریاد یاحیــــــدر

شکر خدا بر اهلبیت از جان شدم نوکر                     دنیا و حشر و نشر ما بر مذهب جعفر

ایــــن اصـــل دینـــــــه

...:: شیعــــــــه همینــــــه ::...

(قطعه مداحی ملاباسم کربلایی، بزرگترین مداح جهان شیعه که به زبان فارسی و با شور و حال خاصی می خونه)

(اختصاصی mimnoon.blog.ir)
  • میم نون

چه خجالتی می کشم پیش خدای خودم،

وقتی می گویم " سبحان الله " !

من کجا و پاکی کجا...!!!

  • میم نون
نتیجه ى طلاق سیاست از دیانت

مى شود دروغگویی!
  • میم نون
تیک،تاک این ساعت در سکوت " فریاد " می زند و نصیحت می کند مرا !!!

به من مى گوید:

" غفلت " مکن از ثانیه ثانیه هاى عمرت!

مى شنوم اما باز به غفلت خود ادامه مى دهم...!

-----------------------------

پی نوشت:

وَ لَهُمْ آذَانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهَا... (اعراف 179)

گوش‏ها دارند که با آن نمی‏شنوند...!!!  (ازویژگی های انسانهای دوزخی!)

  • میم نون
آقا جان،

عمرى است مانند خورشید گرفته اى هستى،

و من دقیقا در آن سایه ى مطلق به سر مى برم و از تو محرومم!

این نشانه ى بى لیاقتى من است،

حداقل لطفى...،نگاهى...،دگرگونم کن...،

تا شاید لیاقت جا به جایى از سایه به نیم سایه نصیبم شود!
  • میم نون

دقیقاً دعوتنامه ای که امام رضا(ع) برام فرستاد رو لمس کردم!!!

ولی نتونستم برم، 

و تنها دلیلش، " کم لیاقتیم " بود!

--------------------------------------

پی نوشت:

دیروز بعد از ظهر گوشیم زنگ خورد،

برداشتم، از سپاه و طرح صالحین بود، گفت که دوره ی تخصصی هست توی مشهد ما مشخص کردیم که شما از طرف شهرستانمون به این دوره برید، همه کاراش هم انجام دادیم ،  فردا هم حرکته!

اما...

اما از کم لیاقتی خودم ، فقط خودم خبر داشتم!!!

  • میم نون

یا اماما،

بزرگترین و بهترین درسی که از تو گرفتم این بود:

با خدا بودن،

چه قدرتی می دهد به آدم!

  • میم نون

وقتی خودت دلت گرفته باشد

و " روضه ی حسین " را هم گوش دهی

آنوقت حالت می شود چیزی شبیه نـابـودی ...

  • میم نون