میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

----- امسال هم طلبیدی، و چ طلبیدنی! ------
-
-
فقط یک نکته:
اینجا چیزی کپی از جایی نیست،
هرچه هست و می بینید مال همینجاست

بروز رسانی با پیامک
  • ۳ ارديبهشت ۹۲ , ۰۳:۰۵
    شارژ!
  • ۴ فروردين ۹۲ , ۰۲:۱۳
    غریب
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۶۹ مطلب با موضوع «تربیتی» ثبت شده است

انتخابات شورای شهر،

هیچ سودی هم نداشته باشد،

آثار تربیتی فراوانی برای کاندیدها دارد!

چون که در این مدت، خوب یاد می گیرند و تمرین می کنند،

سلام کردن را، مسجد آمدن را، نماز جمعه آمدن را، انفاق را، خوش اخلاقی را، خاکی بودن را ، ...!!!


پی نوشت:

البته اونایی که توی شهرای کوچیک مثل شهرما زندگی میکنن بهتر حرف منو می فهمن.

  • میم نون
از این موبایل در دستم یادگرفتم،

اینکه گهگاهى، نیــاز به شــارژ دارم!

و ایـــن دقـیقـاً یعنـــى، بـى شارژر هیچـم...!

پی نوشت:

مدت هاست، شارژر زندگی من، دیگر  تمایلی به شارژ کردنم ندارد!

  • ۹ نظر
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۳:۰۵
  • میم نون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۲:۰۳
  • میم نون

شب های  فاطمیـه هم تمام...

حالا ، هنــر می خواهد،

نگه داشتن این حــال و هـــوا...

پی نوشت:

بهترین فاطمیه عمرم را سپری کردم، یک کوله پشتی پر از توشه، 

حالا وقتی است که باید هنرم را نشان دهم برای مواظبت از این توشه ها...

  • ۴ نظر
  • ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۱۸
  • میم نون

این حرکت نکــردن، این آرامــش،

بــرای یک شــروع طـــوفـانی است...!

تمـــام دلخـــوشی من به آینــــده شده همین./


پی نوشت:

این یعنی، آرامش قبل از طوفان...

  • ۴ نظر
  • ۲۵ فروردين ۹۲ ، ۰۲:۱۱
  • میم نون

هوا گرم شد و 

کـولـر گـازی هم روشن شد!

کاش من هم حداقل فصلی هم که شده، روشن می شدم!

حرکـتی، تغییری، تلاشی، اراده ای...!!!

اینجاست که حتی به این کولر گازی هم،

حسودی میکنم!!!

  • ۶ نظر
  • ۱۶ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۱۷
  • میم نون

خدایا،

تعویضم کن،

در این زمین بندگی...!

دویدن و جنگیدن در همه ی 90 دقیقه برایم سخت است!!!

  • ۶ نظر
  • ۱۵ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۰۴
  • میم نون
یکــــ تصمیـــم، یکـــــ اراده، یکـــــ تـلاش؛

در عجبم!

مگر بالارفتن از این سه پله چقدر سخت است؟!

انگار روى این پله اول چسب پاشیده شده؛

که همیشه همانجا می مانم!!!
  • ۶ نظر
  • ۱۳ فروردين ۹۲ ، ۰۱:۲۸
  • میم نون

ساعت،6 صبح ؛ هوا، تاریـک؛

صدای جیک جیک گنجشکها، کر میکند گوش فلک را؛

فریاد می زنند، دلسوزانه می گویند:

"بیدار شوید، بیدار شوید که مبادا از قطار بندگی جا بمانید...! "

و این اولین باری است که زبان یک حیوان را می فهمم!!!

  • ۳ نظر
  • ۱۲ فروردين ۹۲ ، ۱۲:۵۱
  • میم نون

شروع امســـال مـا تـــردیدی شـــد

بین سبــزی و سیـــاهی!!!

من، پیراهن سیاه عزای فاطمه را به سبزی اطراف و سفره هفت سین ترجیح دادم!

اصلا مگر می شود این روزها حسن) و حسین) و زینب) را عزادار دید و خوش بود؟!

مگر می شود غریبی و تنهایی علــی) را دید و با سبزی بهار خندید؟!


  • میم نون

زن ماشاا... خان از روی " شـرم "بی چادری ،  جان داد!

حالا خودمانیم! ، امروزه چادر و مثل زن ماشاا... خان بودن پیش کش!!!

لا اقل...، لا اقل...!


پی نوشت:

حقیقتش نمی دانم حداقل حجاب را چگونه توصیف کنم!

زن ماشاا.. خان: اشاره به قسمت دیشب سریال کلاه پهلوی

  • میم نون
حرفهاى همنشین بد، درمسیر گناه

کور کرد مرا

خدا کور کند،نه! ، لال کند!

همنشین بد را...!
  • میم نون

کاش جای این عابر بانک بودم!

آن موقع حداقل برای گرفتن یارانه ات

سری به من میزدی...!

  • میم نون
چقدر رنج آور است؛

دلسوزى کنى

براى کسى که نمى فهمد!
  • میم نون
نماز اول وقت
شخصی که توی این عکس می بینید یکی از شاگردان خیلی خوبم هست به نام آقا محمد
این عکس مربوط میشه به یکی از اردوها(اردوی دزفول) که توی راه برگشت برای نماز در وسط جاده ایستادیم
عکس مال حدود دو سال پیشه و این طرح هم بنده خودم روش کار کردم

برای دریافت عکس با ابعاد اصلی روش کلیک کنید و همین طرح رو با رنگ دیگه در ادامه مطلب گذاشتم

بازم بگم که یه موقع شاگرد که میگم خیال نکنید خودم 40 سالمه!!! نه ، بنده 19 و اندی سالمه

  • میم نون

خدایا

قبول دارم هیچ گاه به قراردادهای بینمان پای بند نبودم!

ولی...

ولی این بار فرق داشت!

حالا تو چرا...؟!!!

  • میم نون

خدایا!

مرا از چه جنسی آفریدی؟!

هیچ چیز به من نمی چسبد!

گنــاه کردنم ، مایه ی سرشکستگی ام می شود؛

و خوبی ام ، مایه ی غــــرور!

سرشکستگی نابود و ناامیدم می کند و غرور هدیه شیطان است به من!

چه کنم...؟!    

تکلیفم... چیست؟!


پی نوشت:

مثلاً بعد از مدتها توفیقی می شود و نماز شبی می خوانیم،اولین چیزی که به ذهنمان می آید این است: 

آفرین، حتما خیلی خوب هستم و بی عیب هستم که نماز شب نصیبم شد!!! و این تازه شروع ماجراست...!

  • میم نون

دو سه تا بوق زد تا توجه من رو به خودش جلب کنه

برگشتم و نگاش کردم، یه 206 سفید و تمیز با یه راننده جوون و خوشتیپ،  ازم پرسید:

مهندس ببخشید پمپ بنزین کجاست؟! - الکی هم مهندسمون کرد -

راهنماییش کردم و رفت

و حتی حاضر نشد برا تشکر یه بوق هم بزنه!!!

بوق قبل از نیاز و بی بوقی بعد از رسیدن به خواسته!

اونجا بود که سریع رفتم تو فکر و پیش خودم گفتم:

آره والا ، زندگی هم همیطوره، ولت نمیکنن آدما تا وقتی که کارشون باهات راه میفته؛

تو هم خیال می کنی خیلی دوستت دارن!

خوب گولت میزنن، مثل همین آقا راننده که مفتی مفتی مهندسم کرد!

ولی وقتی که دیگه نیازی بهت ندارن هیچ...

عجب روزگاریه...

----------------------------

پی نوشت:

امروز صبح داشتم پیاده میرفتم سر کلاس که اینطور شد.

  • میم نون
نمى دانم دلم چه شباهتى به توپ فوتبال دارد،

که همیشه او را براى " بازى کردن " انتخاب مى کند!

----------------
پى نوشت:

شاید او هنوز در کودکى خود سیر می کند و از شوق بازى فرق دل با توپ را نمیداند،

شاید هم "چهل تیکه" بودن دلم باعث این تشابه شد!!!

.:: شرمنده که پی نوشت بیشتر از خود نوشته است! ::.

  • میم نون

محبت بیش از اندازه استاد به شاگرد

او را " تـــبـــــــــدیـــــــــــــــل " می کند به

بلای جان استاد...!!!

-----------------------------

پی نوشت:

این روزها بلاهای زیادی ، جانم را گرفته اند!

  • میم نون
تیک،تاک این ساعت در سکوت " فریاد " می زند و نصیحت می کند مرا !!!

به من مى گوید:

" غفلت " مکن از ثانیه ثانیه هاى عمرت!

مى شنوم اما باز به غفلت خود ادامه مى دهم...!

-----------------------------

پی نوشت:

وَ لَهُمْ آذَانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهَا... (اعراف 179)

گوش‏ها دارند که با آن نمی‏شنوند...!!!  (ازویژگی های انسانهای دوزخی!)

  • میم نون

یا اماما،

بزرگترین و بهترین درسی که از تو گرفتم این بود:

با خدا بودن،

چه قدرتی می دهد به آدم!

  • میم نون

خدا رحمت کند " تالس " را !!!

چه نظریه ی بی نظیری داد برای این جهان هستی؛

راست می گفت، اینجا همه چیز آبکی است!

معرفتهای آبکی ، مردانگی های آبکی ، عشق های آبکی... !!!

--------------------------------------------------

پی نوشت:

مرحوم تالس!(دانشمند یونانی) معتقد بود جهان هستی از آب تشکیل شده.

  • میم نون
تو را به خدا قسم میدهم شما را؛

نگردید دنبال کسى که قدر محبتهاى شما را بداند،

پیدا نمى کنید!

و این یعنى دقیقا " قحطى " مردانگى...
  • میم نون

هرچه میگویی انجام می دهد


اما برعکس!


دقیقا مثل " آینه" ...

  • میم نون

یه شاگرد خوب دارم که اسمش هست محمد،

  • میم نون
" آقای (ن) سلام ،  باید بشناسینم کی ام...
  • میم نون

ما بچه شیعه ها تو یه ایام خاص هست که چه بخوایم و چه نخوایم حال و هوامون ، حال هوای خدایی میشه،

مثلا ماه رمضون ، همین محرم و صفر و ...

آخ که دیشب چقدر سخت بود برام خداحافظی و تموم شدن محرم و صفر،

آخ که چقدر سخت بود برام در اوردن پیرهن مشکی و وداع با مجالس عزای آقا،

آخ که چقدر سخت بود...

عجیبه، آخه امشب بعد نماز تو جلسه برا شاگردام که داشتم صحبت میکردم بهشون میگفتم که بچه ها سعی کنین اگه تو این دوماه حتی اگه شده یه قدم به خدانزدیکتر شدین اون رو نگه دارین،

یه دفعه یکی از شاگردای خوبم ، آقا محمد گل اجازه گرفت و گفت:

- آقا چه فایده! یه قدمی هم که تو این دوماه اومدیم سمت خدا ، الان که دیگه محرم و صفر تموم شد ده قدم میریم عقبتر!!!!!

حرفش خیلی جالب و البته تلخ بود، هممون رو برد توی فکر اونجا بود که دعا کردم و گفتم:

- خدایا ، حال و هوای محرم و صفر را از ما نگیر...      که شاگردام همه با هم گفتن: الهی آمین

  • میم نون

بسم الله الرحمن الرحیم

شروع میکنم فعالیت این وبگاه رو . . . 


یه جوون 19 ساله که خیلی بیش از سن و سالش از کارای مختلف تجربه داره؛

تعریف و تمجید نیست، همین چیزا بدبختم کردن!!!!

یه بچه مذهبی که با مسجد بزرگ شده و هرچی که داره رو مدیون مسجد میدونه... لااقل خودش اینو میگه!!!

این جوون 19 ساله دور خودش رو خیلی شلوغ کرده،

مربی تربیتی هست تو مسجد، (همونا که بهش میگن طرح صالحین!) ؛

17 تا شاگرد دبیرستانی داره که باهاشون زندگی میکنه! ؛

این آقا جوون ما شده طراح بنر و پوستر و طراح گرافیکی شهر! شده مدیر و طراح وب سایتای شهر؛ 

حرف زور میزنه ، آخه داره هم حوزه رو می خونه هم دانشگاه رو... همزمان!!!

کوتاه هم نمیاد؛ و هزارتا کار دیگه  برا خودش تراشیده یا تراشیدن براش! که باعث شده که دلش برا خودش خیلی تنگ بشه،خیلی !!!!

این آقا جوون ما میخواد تو این وبگاه بنویسه ،

هرچی که صلاح میدونه، هم خاطره(که کم نیستن و شاید هم شنیدنی باشن) 

هم جملات خودش و هر موضوع دیگه ای که بتونه کمی طوفان درونش رو آروم کنه!




و در ادامه....



اهل کربلای ایرانم

 و همین باعث افتخار منه... 

اما کربلایی نشدم هنوز!

ولی هر سال زیارت مشهد رو دارم با مسجد می رم




و در ادامه...


فعلا هیچ...!




الهی به امید تو...

  • میم نون