میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

آنچه که میرسد به ذهنـم!

میـم نـون

----- امسال هم طلبیدی، و چ طلبیدنی! ------
-
-
فقط یک نکته:
اینجا چیزی کپی از جایی نیست،
هرچه هست و می بینید مال همینجاست

بروز رسانی با پیامک
  • ۳ ارديبهشت ۹۲ , ۰۳:۰۵
    شارژ!
  • ۴ فروردين ۹۲ , ۰۲:۱۳
    غریب
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزنوشت» ثبت شده است

شروع امســـال مـا تـــردیدی شـــد

بین سبــزی و سیـــاهی!!!

من، پیراهن سیاه عزای فاطمه را به سبزی اطراف و سفره هفت سین ترجیح دادم!

اصلا مگر می شود این روزها حسن) و حسین) و زینب) را عزادار دید و خوش بود؟!

مگر می شود غریبی و تنهایی علــی) را دید و با سبزی بهار خندید؟!


  • میم نون

وقتی این عکس رو دیدم، بدون معطلی این جمله اومد تو ذهنم:

مَن کُنتُ رئیس جمهور، فَهذا اسفندیار رئیس جمهور!!!

  • میم نون

زن ماشاا... خان از روی " شـرم "بی چادری ،  جان داد!

حالا خودمانیم! ، امروزه چادر و مثل زن ماشاا... خان بودن پیش کش!!!

لا اقل...، لا اقل...!


پی نوشت:

حقیقتش نمی دانم حداقل حجاب را چگونه توصیف کنم!

زن ماشاا.. خان: اشاره به قسمت دیشب سریال کلاه پهلوی

  • میم نون
حرفهاى همنشین بد، درمسیر گناه

کور کرد مرا

خدا کور کند،نه! ، لال کند!

همنشین بد را...!
  • میم نون

چه " سـیـبـل " خوبی شدم این روزها

همه لذت می برند من را نشانه بگیرند...!


پی نوشت:

از شانس بدم، همیشه هم به هدف می زنند!

  • میم نون

کـوری چشـــم ناصبی تا لحظه آخــــــر                     ذکر لب هر شیعه ای فریاد یاحیــــــدر

شکر خدا بر اهلبیت از جان شدم نوکر                     دنیا و حشر و نشر ما بر مذهب جعفر

ایــــن اصـــل دینـــــــه

...:: شیعــــــــه همینــــــه ::...

(قطعه مداحی ملاباسم کربلایی، بزرگترین مداح جهان شیعه که به زبان فارسی و با شور و حال خاصی می خونه)

(اختصاصی mimnoon.blog.ir)
  • میم نون

دو سه تا بوق زد تا توجه من رو به خودش جلب کنه

برگشتم و نگاش کردم، یه 206 سفید و تمیز با یه راننده جوون و خوشتیپ،  ازم پرسید:

مهندس ببخشید پمپ بنزین کجاست؟! - الکی هم مهندسمون کرد -

راهنماییش کردم و رفت

و حتی حاضر نشد برا تشکر یه بوق هم بزنه!!!

بوق قبل از نیاز و بی بوقی بعد از رسیدن به خواسته!

اونجا بود که سریع رفتم تو فکر و پیش خودم گفتم:

آره والا ، زندگی هم همیطوره، ولت نمیکنن آدما تا وقتی که کارشون باهات راه میفته؛

تو هم خیال می کنی خیلی دوستت دارن!

خوب گولت میزنن، مثل همین آقا راننده که مفتی مفتی مهندسم کرد!

ولی وقتی که دیگه نیازی بهت ندارن هیچ...

عجب روزگاریه...

----------------------------

پی نوشت:

امروز صبح داشتم پیاده میرفتم سر کلاس که اینطور شد.

  • میم نون

می گوید: وقتی تو را عزیزترین خطاب می کردم از روی "عــــــــــــــــــــــــــادت" بود!

حالا که حیوان خطابم می کند،

خودم را آرام می کنم و دلداری میدهم!

که حتماً این تنفر هم 

از روی "عـــــــــــــــــــــادت" است!!!

پس می گذرد...

-----------------------------

پی نوشت:

اما نمی دانم چرا این عادت " تنفر" تمام شدنی نیست!!!

  • میم نون

محبت بیش از اندازه استاد به شاگرد

او را " تـــبـــــــــدیـــــــــــــــل " می کند به

بلای جان استاد...!!!

-----------------------------

پی نوشت:

این روزها بلاهای زیادی ، جانم را گرفته اند!

  • میم نون
مصاحبه با زنان و دخترانى که نیمى از موهایشان بیرون زده،

سیاست خوبیست براى کشاندن همه به راهپیمایى 22 بهمن!

بى خیال ترویج بدحجابى آن هم در رسانه ملى!!!

و این دقیقا یعنى فدا شدن " دیانت " براى سیاست،

چه دین فداکارى داریم...!
  • میم نون

دقیقاً دعوتنامه ای که امام رضا(ع) برام فرستاد رو لمس کردم!!!

ولی نتونستم برم، 

و تنها دلیلش، " کم لیاقتیم " بود!

--------------------------------------

پی نوشت:

دیروز بعد از ظهر گوشیم زنگ خورد،

برداشتم، از سپاه و طرح صالحین بود، گفت که دوره ی تخصصی هست توی مشهد ما مشخص کردیم که شما از طرف شهرستانمون به این دوره برید، همه کاراش هم انجام دادیم ،  فردا هم حرکته!

اما...

اما از کم لیاقتی خودم ، فقط خودم خبر داشتم!!!

  • میم نون
آخ که چقدر دلم تنگ شده است

براى زنگ هاى تفریح مدرسه در دهه فجر،

وقتى که سرودهاى انقلابى در بلندگو پخش می کردند!
-----------------
پى نوشت:
دو سالى هست از سال آخر دبیرستانمان مى گذرد.
همین الآن صداى سرود دبیرستان را شنیدم و دل تنگ شدم!
  • میم نون

خدایا

میدانم،

اعتراف می کنم،

این حال و روز خراب و گرفته ام فقط یک دلیل دارد

و آن هم،

و آن هم . . . !!!

-----------------------------------

پی نوشت:

گله نکنید چرا ننوشتم، اعترافش هم برایم سخت است!

  • میم نون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۰ بهمن ۹۱ ، ۱۰:۱۹
  • میم نون
دروغ که شاخ و دم ندارد!

دروغ یعنى اینکه بگویم

چند روز است رها کردیم همدیگر را

ولى عین خیالم نیست , آرام آرامم...!
  • میم نون
چقدر دوست داشتنى هستم

البته فقط براى " ویروس ها " !

---------------
پى نوشت:
این روزها که نمی نویسم دلیلش علاقه شدیدیه که ویروس ها بهم پیدا کردن،
چند روزى سخت مریض و زمینگیر شدم؛
دعا کنید برام.
  • میم نون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۳۰ دی ۹۱ ، ۲۱:۱۱
  • میم نون
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۷ دی ۹۱ ، ۲۰:۴۶
  • میم نون

یه شاگرد خوب دارم که اسمش هست محمد،

  • میم نون

ما بچه شیعه ها تو یه ایام خاص هست که چه بخوایم و چه نخوایم حال و هوامون ، حال هوای خدایی میشه،

مثلا ماه رمضون ، همین محرم و صفر و ...

آخ که دیشب چقدر سخت بود برام خداحافظی و تموم شدن محرم و صفر،

آخ که چقدر سخت بود برام در اوردن پیرهن مشکی و وداع با مجالس عزای آقا،

آخ که چقدر سخت بود...

عجیبه، آخه امشب بعد نماز تو جلسه برا شاگردام که داشتم صحبت میکردم بهشون میگفتم که بچه ها سعی کنین اگه تو این دوماه حتی اگه شده یه قدم به خدانزدیکتر شدین اون رو نگه دارین،

یه دفعه یکی از شاگردای خوبم ، آقا محمد گل اجازه گرفت و گفت:

- آقا چه فایده! یه قدمی هم که تو این دوماه اومدیم سمت خدا ، الان که دیگه محرم و صفر تموم شد ده قدم میریم عقبتر!!!!!

حرفش خیلی جالب و البته تلخ بود، هممون رو برد توی فکر اونجا بود که دعا کردم و گفتم:

- خدایا ، حال و هوای محرم و صفر را از ما نگیر...      که شاگردام همه با هم گفتن: الهی آمین

  • میم نون